396 --- آلبرت هال . انتهای سن . سمت چپ
صدای تشـــویق تماشاگران حــاضر در سالن ، به حدی زیاد بود که کــسی سخـــنان
نوازنده ی ویالون را نشنید.او ابتدا،چند لحظه ای از حاضرین بابت تشویق هایشان
تشـکر کرد ، سپــس از از آنــها عذر خواهی کرد که میــان اجرا یاد والنتین ، نامزد
سابقش افتاده و سپس به شدت به گریه افتاده است .
در تمام لحظات نطق پرشور او ، بر صـدای تشویق حضار ، هر لحظه افزوده می شد.
و نوازنده ی ویالون همچنان داشت با حـرارت از والنتین و علایقش سخن می گفت .
تشویق ها پایان گرفت . درهای سالن باز شد . تماشاگران به ترتیب و در سکوت از
سالن خارج شدند . در حالیکه نوازنده ی ویالون ، بی جان ، خاموش و بدون هیجان
در انتهای صحنه ، بر صندلی خود نشسته بود .
.
مرتیکه نگاشت : آلبرت هال . انتهای سن . سمت چپ اثر سون آپ
پ.ن : بعضی پیام ها هست ، باید بوسیدشون . طرف فقط حال تو رو می پرسه . درد دل باهات می کنه . بهت میگه چه خبر . حیف که نمی بینمت . حیف که خیلی چیزها . همین حیف ها رو باید بوسید . چون از یه جای درست داره میاد . از طرف یه آدم درست داره میاد .