345 --- شب ادراری

تو بمان و همان دوست هاي معمولي
من و اين خانه با هميم . اما دوست
دوست اجتماعي چه صيغه خفني است!
غريبه و آشنا با همند . شب و روز . اما دوست
به جز از رختخواب ، همه جا سركشيده اي هر روز
با همان مردهاي غريبه . با دوستهاي اجتماعي خود
همه با هميد . بجز رختخواب . اما دوست
خوب و خوش زمانه مي گذرد
بي من اما . با همانها . با غريبه ها . با دوست
...
مرتیکه نگاشت : شب ادراری اثر سون آپ

تلخم . زهر مارم

لطفا درخواست هیچ چیز نکنید . من هم درخواست هیچی ندارم از شما

راحت . از کنار هم میگذریم

انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. پشت این حجم از شیشه و فلز

روابط انسانی برای شما

آرام شوید

طوفان برای ما

.

 

344 --- شب گرم

بهار آمده اما دلخوشی رفته است
از این خانه
چای گرم می نوشیم
به یاد زمستان
که نبودنت . هنوز هم یلداست
.
مرتیکه نگاشت : شب گرم اثر سون آپ

343 --- سوز کمانچه

خواباندنش طیب و طاهر . گوشه قبرستان
مردی که هیچگاه زندگی اش دسته گلی به او نداد
مرد زندگی هیچکس نشد
تنها مــــُــرد

مرتیکه نگاشت : سوز کمانچه اثر سون آپ

پ.ن: به بغض سلام. به بهت هم سلام. به سلام بغض زده هم سلام. احوالپرسی عیدانه ای کردیم. حالا برویم زیر چهار من خاکستر ، دوتایی بخوابیم. من و سایه ای از شب

342 --- دزدی از مالباخته

یکی دزدی کرد افتاد گوشه زندان
دیگری مالیخولیا گرفت و افتاد کنج تیمارستان
تکلیف مالباخته چیست؟
که مالش را دزد زده و خود افتاده میان دیوانگان
.

مرتیکه نگاشت: دزدی از مالباخته اثر سون آپ

341 ---  تکلیف نوروز

دستها را قلاب مي كنم پشتم
قدم مي زنم
هنوز زمستان است
و از ارديبهشت خبري نخواهد بود

مرتیکه نگاشت: تکلیف نوروز اثر سون آپ

340 --- بال برشته

دوتا بال مرغ برداشته ، توان پرواز را از آنها می گیریم
و بعد اونها رو آغشته می کنیم به پودر...
.
(مرغ خود بی خبر بوده است این همه سال.
اما بال های کوچک ، کارهای بزرگ ازشان برمی آید)
.
- مامان من مرغ دوست ندارم
- زود مرغت رو بخور . می خوایم پرواز کنیم پسرم
.

مرتیکه نگاشت : بال برشته اثر سون آپ

339 --- عیدی تلخ

لای قرآن را که گشت هیچی نبود
یکی دو ورق زد . خبری از اسکناس ها نبود آن سال
کسادی بازار رمق از دستش گرفت
نوه گفت: آقاجان پس عیدی من چی شد؟
بی رمق ، کمی خندید . قرآن را بست . رفت سر کوچه سیگار بکشد
.
مرتیکه نگاشت : عیدی تلخ اثر سون آپ