چشمانم پا در آوردند

و راه افتادند در پی ات

شاید ببینند رد پای تو را

نیستی

و رد پایت هزار متر آنطرف تر ها اوفتاده است

نازنین !

چشمانم را ندیده بگیر

کاشکی نمی رفتی

رویم نمی شد انگار

بگویم

چشم هایم را فرستاده ام بازیگوشی ات

در قطار

درست هزار متر آن ور تر ..

شب

 

مرتیکه نگاشت : درست هزار متر آن ور تر .. اثر سون آپ