476 --- داغ تیمسار
1.
چاشنی را میزان کرد و گذاشت زیر سر فرمانده
جناب تیمسار . چاشنی زیر سرتونه قربان. هر لحظه ممکنه منفجر بشه
چرا اینکارو کردین؟ خب الان من تکون بخورم منفجر میشه همه چیز
جناب تیمسار . ما چاره دیگه ای نداشتیم . شرایط جنگی سخت بود . بالاخره اون چاشنیو باید یه کاریش می کردیم
می بردید به مواضع دشمن خب
دیگه کاریه که شده جناب تیمسار . تکون نخورید بهتره . ممکنه بمیریم هممون
خب چرا بعد غلطی که کردی فرار نمی کنی؟
امشب چقدر حرفای خوبی می زنید تیمسار .
خب برو!
نه نشستم بازم ازتون یاد بگیرم.
2.
چاقو را برداشت و کرد تووی شکم فرمانده .
سرباز وظیفه شهلایی . چه غلطی می کنی؟
جنایت جناب تیمسار
سه بار بگو قوری به قلم . قلم به قوری
الان وقتش نیست جناب تیمسار . دارید می میرید
مرتیکه نگاشت : داغ تیمسار اثر سون آپ
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۱/۱۱ ساعت 8:57
توسط سون آپ
|