122 --- اصالت گوجه فرنگی
من باید به او می رسیدم
گریه فرصت دفاع را گرفت ..
- باید بهش می رسید
- نفس کم آورده ، شاید هم بوی ضخم باران شمال .
این را می گویم که من هر چه داشته ام فروخته ام
خریداری هست . اما نیست
و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا( تو چه می دانی ! شاید موعدش نزدیک باشد - احزاب آیه ۶۳ - ک.. شعر)
این تمام آن چیزی است که دیروزهایمان اسیر آن شده است .
شب
مرتیکه نگاشت : اصالت گوجه فرنگی اثر سون آپ
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۶/۲۵ ساعت 6:1
توسط سون آپ
|